الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

8

الغدير ( فارسى )

قائل نبود ، چون نه مىخواست به كسى زور گويد تا هجو سرا باشد و نه شعر را وسيلهء معاش و مطامع خود سازد تا مديحه‌سرا گردد . او مىگفت : - اگر حقيقت‌بين باشى ، گرد هجو و يا ستايش مردم نخواهى چرخيد . - بلكه خواهى دانست كه شعر ترجمان خوش‌بيانى است و آداب انسانى را بازگو مىكند . هجوسرايى او قرن چهارم هجرى سرايندگانى تربيت كرده است كه هريك روش خاصى از فنون هجوسرايى را پيش گرفته‌اند . هرفنى از اين فنون ، به تنهايى سبك جداگانه‌اى به شمار مىآيد و چون در كنار هم گذارده شوند ، امتيازشان آشكارتر خواهد گشت . البته هجوسرايان ، برخى زياده‌روى كرده و جمعى كمتر پيرامون آن گشته‌اند و شاعر ما ، كشاجم از دستهء دوم است . او در هجوسرايى سبكى بديع انتخاب كرده و هرگز از آن تجاوز ننموده است . اگر درست دقت بفرماييد ، درمىيابيد كه كشاجم در انتخاب اين سبك ، تحت تأثير اخلاق نيك ، طبع كريم و عواطف انسانى خود بوده است ، تا آنجا كه گويا اين ملكات فاضله با جانش درهم آميخته و در تار و پودش نفوذ كرده و فرمانرواى روح و اعضاى او آمده است . شما آثار اين روحيات لطيف را مىتوانيد در هجويات او عينا مشاهده كنيد ، جز در يكى دو مورد كه از اين حد پا را فراتر نهاده است . موقعى كه زبان به هجو مىگشايد ، به نظر مىرسد كه واعظ مهربانى بر كرسى خطابه بالا رفته ، يا ناصح مشفقى دوستانه عتاب آغاز كرده و يا خصمى درصدد مدارا و مجامله برآمده است . نه چون ديگرانش يا بى كه طعن زند و عيب تراشد و پرخاشگرانه زبان به بدگويى گشايد و خشمگنانه انتقام كشد . او هجوسرايى را آلت دفاع ساخته بود نه وسيلهء حمله و هجوم ؛ بنابراين ، تمام هجويات او از لهجه‌هاى تند و گزنده ، فحش ناموس ، گفتار زشت و آلودگى پاك است . نه